یه جملهای توی ذهنِ من میپیچه
این زمزمه یادگاری از مادره
تو سختیها میگفت همه جا چارهی کار
یه سُفره برا موسی بن جعفره
یه سُفره برا موسی بن جعفره
وقتِ معالجه موسی بن جعفر
نُسخههاش رایجه موسی بن جعفر
میگفت که مادرم تو گرفتاری
بابالحوائجه موسی بن جعفر
بی خود نیست عراقیها
از یه هفته قبل از شبِ شهادتش
موکب میزنن از کربلا
با پای پیاده هم میان زیارتش
برعکسِ اربعین این بار میشه مبدأ مَشّایه کربلا
میشینه منتظر به پای زائرا کاظمین جای کربلا
دارن میان سامرا و نجف به سمت کاظمین
پا به پای کربلا
ای پدرِ علی بن موسی الرّضا
میگم مثل اربعین توی این عزا
تو هم مثل حسین فرزندت شده علی
پس هِلِبیکُم هِلِبیکُم به زُوّارِ ابوعلی
هِلِبیکُم هِلِبیکُم به زُوّارِ ابوعلی
هِلِبیکُم هِلِبیکُم به زُوّارِ ابوعلی
هِلِبیکُم هِلِبیکُم به زُوّارِ ابوعلی
هِلِبیکُم هِلِبیکُم به زُوّارِ ابوعلی
هِلِبیکُم هِلِبیکُم به زُوّارِ ابوعلی
با آه و با زمزمه یه سُفره پهن کرده فاطمه
مثل بینالحَرَمِین یه طرف کربلا یه طرف کاظمین
یکی میخونه «یا موسی بن جعفر» و یکی میخونه «یا حسین»
سَرِ این سُفره صد طیفه
هم نوکر هم شاهِه
هم کِیفِه هم آهِه
جنسِ مردمانِش هم عامه هم خاصه
امّا یه بابالحوائجِ دیگه اینجا سُفرهداره
اسمِشَم عبّاسه
عبّاس تو سُفرهی موسی بن جعفر سُفرهداره
با دستایی که نداره واسه زائرا غذا میاره
میخونه توی موکِبا عبّاس بن علی
هِلِبیکُم هِلِبیکُم به زُوّارِ ابوعلی
هِلِبیکُم هِلِبیکُم به زُوّارِ ابوعلی
هِلِبیکُم هِلِبیکُم به زُوّارِ ابوعلی
هِلِبیکُم هِلِبیکُم به زُوّارِ ابوعلی
هِلِبیکُم هِلِبیکُم به زُوّارِ ابوعلی
نظرات