آقای کاظمین
هر کی میگه گرفتارم
گِرِه افتاده تو کارم
به کی توسّل کنم؟
میگن: «بابالحوائج»
هر کی میگه مریض دارم
وَخیمه حالِ بیمارم
به کی توسّل کنم؟
میگن: «بابالحوائج»
بابای امام رضا حسابی دست و دل بازه
بابای امام رضا روت رو زمین نمیاندازه
روت رو زمین نمیاندازه
آقای کاظمین
تو رو به جدّت حسین
تو رو به جدّت حسین
تو رو به جدّت حسین
هر بار دَرِش رو کوبیدم
خیلی چیزا ازَش دیدم
گِدایِ موسَی الکاظِمَم
میگم: «بابالحوائج»
من که پایِ عَلَم هستم
هواییِ حَرَم هستم
من که حَرَم لازِمَم
میگم: «بابالحوائج»
بابای امام رضا همیشه آغوشِش بازه
بابای امام رضا روت رو زمین نمیاندازه
روت رو زمین نمیاندازه
آقای کاظمین
تو رو به جدّت حسین
تو رو به جدّت حسین
تو رو به جدّت حسین
کربلامون دستِ دخترِ حضرتِ موسَی بنِ جعفره
از همین ایوانِ آینهاش، کربلا میبره
یا اباعبدالله الحسین
یا اباعبدالله الحسین
یا اباعبدالله الحسین
یا اباعبدالله الحسین
نظرات