شمر اگه بره سَنان نمیگذره
شمر اگه بره سَنان نمیگذره
تو قتلهگاه تو زمان نمیگذره
حتّی ازت دَمِ اذان نمیگذره
تو قتلهگاه تو زمان نمیگذره
غروب شد خورشید نشست
شمر ولی از تَنِت پا نشد
اذان گفت نمازش رو بست
راهِ حَلقِت ولی وا نشد
یک زنِ تنهام چطور شمر رو ازَت جدا کنم؟
یک زنِ تنهام چطور شمر رو ازَت جدا کنم؟
پاشو اذانِ مغربه من به کی اقتدا کنم؟
کار از کار گذشت
نظرات